به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی پتروبانگ و به نقل از پتروشیمی نیوز، حملات هدفمند به زیرساختهای پتروشیمی ایران به ویژه در ماهشهر و عسلویه، صرفا یک عملیات نظامی محدود علیه چند مجتمع صنعتی نبود، بلکه نشانهای از ورود تقابلها به مرحلهای جدید از «جنگ اقتصادی زیرساختمحور» است؛ مرحلهای که در آن، بهجای هدفگیری مستقیم میادین نفتی یا مراکز نظامی، گرههای حیاتی زنجیره ارزش انرژی و پتروشیمی هدف قرار میگیرند. این حملات، عملا نقطه تلاقی دو چالش همزمان را رقم زده است: از یک سو، وارد آمدن فشار مستقیم بر اقتصاد ایران از مسیر کاهش درآمدهای ارزی، اختلال در تولید و تهدید اشتغال و از سوی دیگر، ایجاد یک شوک عمیق و چند لایه در زنجیره تامین جهانی صنایع پتروشیمی.
اهمیت این رخداد زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم صنعت پتروشیمی ایران طی سالهای اخیر بهعنوان جایگزین نسبی صادرات نفت خام، نقش کلیدی در حفظ جریان ارز و پایداری اقتصاد کلان ایفا کرده است. از این رو، هدف قرار دادن این بخش، نهتنها یک اختلال صنعتی، بلکه تلاشی برای تضعیف ظرفیت تابآوری اقتصادی کشور در سطح کلان تلقی میشود. همزمان، این اختلال بهدلیل جایگاه ایران در تامین خوراک صنایع آسیایی، بهویژه چین، بهسرعت به یک بحران فراتر از مرزهای ملی تبدیل شده و معادلات عرضه و تقاضا در بازار جهانی پتروشیمی را دستخوش تغییر کرده است. در پی این حملات در روزهای ۴ و ۶ آوریل، بخشی از تاسیسات حیاتی در دوهاب اصلی پتروشیمی کشور(ماهشهر و عسلویه) بهدلیل آسیب به زیرساختهای کلیدی مانند برق، خطوط انتقال و یوتیلیتی از مدار خارج شد. این نوع هدفگیری، نشاندهنده تمرکز بر نقاط گلوگاهی است که اختلال در آنها میتواند کل شبکه تولید را متوقف کند؛ رویکردی که با هدف کاهش ظرفیت صادراتی و تضعیف تابآوری اقتصادی طراحی شده است.

